... اندکی صبر ، ســــــــــــحر نزدیک است

آن سوی دلتنگیها خدایی است که داشتنش جبران همه نداشتنی هاست

گــــــــــــردش چـــــشـمـــــــــــــــــت....... :
نویسنده : Ahmad - ساعت ٧:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٥
 
دل بی تو هوای می و میخانه ندارد
بی گردش چشمت سر پیمانه ندارد
خمیازه کشیدیم به جای قدح می
ویران شود آن شهر که میخانه ندارد
آیینه چه داند که در او عکس رخ کیست
عاشق جز از جلوه جـــــــانانه نــــــــــــدارد
بی ساخته حسنی است جمالش که چو خورشید
هر صبــــــــــــــح به کف آینه و شــانه ندارد
فانوس دلی نیست که در پرده پنـــــــــــدار
شمعی ز تجلی تو در خانه ندارد
عشق تو چه داند که دل ما به چه حال است
آتش خبر از سوزش پروانه ندارد
غم را چه غم است این خراب است دل ما
سیلاب بهاری غم ویرانه ندارد
از صحبت عاقل نگشاید دل عاشق
بیزارم از آن شهر که دیوانه ندارد